برف شدیدی میبارید. تو اتوبان کرج بودیم. اگر خندهتون نمیگیره تو یه پیکان جوانان گوجهای! بدون بخاری و در حال سگ لرز، پنچری هم که خبر نمیکنه.بچهها پیاده شدن تا پنچری ماشینو بگیرن. دستاشون یخ کرده یادداشت های یک عقرب صورتی !...
ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال میکنید
بارها گفتم که من به هیچ عنوان نمیتونستم پزشک بشم. و البته چندین و چند بار از پزشکان بزرگواری که به قسم پزشکیشون وفادار موندن در اینجا و جاهای دیگه تشکر و تقدیر کردم ولی با اینحال فکر میکنم ق یادداشت های یک عقرب صورتی !...
ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال میکنید